خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
آرش آسمانی
آرشیو وبلاگ
آبان ۸٧
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
لینک دوستان
پسران دريا
پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
طراح قالب : گرافیکی
خرید اینترنتی
آمار وبلاگ
RSS 2.0
لوگوی دوستان
راستش نمي دانم از كجا شروع كنم.البته مجبور نيستم چيزي را شروع كنم.ولي ظاهرا در اين
چند روزي كه به علت برخي مشكلات به وبلاگم سر نزده بودم يك عزيز در حق من بي مهري روا
داشته است.
نمي خواهم زياد فلسفه بافي كنم و چيز اضافي بگويم.من از روز اول كه اينجا آمدم بدون شرم يا
مراعات يا دغل يا فريب و يا هر چيز ديگر از اين دست چيزي ننوشتم يا چيزي نگفتم مگر آن چيزي
كه دلم مي خواست بگويم.دلم مي خواست يعني آن چيزي را كه احساس كردم گفتم.آن چيزي
كه احساس همان لحظه ام بود نه بيشتر و نه كمتر.نه سعي كردم موقع گفتن عقلم را به كار
گيرم ونه جوانب احتياط را و نه قضاوت ديگران را.درست مثل يك كودك.چرا كه فكر كردم همه اينجا
آشنا هستند و دوست.و بين دوستان نبايد احساس مخفي بماند.من مثل يك كودك صادقانه هر
چه احساس مي كردم مي نوشتم.حداقل اين نكته را بايد بسياري فهميده باشند.شايد خيلي
ها خيال كنند كه من آنزمان نقش بازي مي كردم.ولي يقين بدانيد كه من هر زمان احساس
همان زمان را دارم...
نكته ي دوم اين كه من دوستان خودم را اينجا يافته ام و آنها هم مرا
يافته اند.حرفهاي ديگران برايم هيچ اهميتي ندارد مگر اين كه مرا به فكر وادارد كه چرا همواره به
خود باليده ام كه چه در اينجا و چه در زندگي شخصيم كينه ي كسي را به دل نگرفته و در قلب
كسي كينه اي باقي نگذاشته ام.من عشق خود را به كساني كه داده ام هيچ گاه پس نمي
گيرم.اما به اين عزيزي كه با يك قضاوت عجولانه عشقش را از من پس گرفته تنها يك چيز مي
توان گفت:
چنين مرتفع جاي پاي تو نيست گنه از من آمد خطاي تو نيست
اما در جواب كيوان عزيز كه خيلي سعي مي كند معني كارهاي مرا بفهمد مي گويم كه در لغت نامه ی من نفس
نكشيدن عبارت است از متوجه حقايق نبودن.يعني يك لذت تا گلو تو را بفشارد و متوجه حقايقي
كه در اطرافت وجود دارند نباشي.
كيوان عزيز باور كن كه من يك قديس نيستم.به هيچ حقيقتي هم نرسيده ام.اين چيزيست كه
تنها آرزويش را داشته ام.علاقه اي هم كه به خدا و حقيقت پيدا كرده ام حسي است كه در قلب
تك تك ما وجود دارد. وانگهي من آنقدر مغرورم كه احساسم را به اين نحو مي نگارم گويي كه
اولين نفر از اين دست باشم.
و اما حسي كه من به رابطه ي همجنسگرايانه دارم يك حس مبهم است امازيبا و بي
همتاست.نوشته اي را كه خواندي محصول تخيلات من بود كه با جزئيات ريز در ذهنم مي
سازم.اين حس من قابل مقايسه با حس هيچ كس نيست.چون كه من اين حس را بسيار مقدس
تر از آن مي دانم كه بگذارم مرا به ورطه ي نيستي بكشاند.كه بسياري را كشانده و مي
كشاند.اين حس آنقدر متعاليست كه بايد بگذاري تا تو را به دست نيافتني ترين رويا هايي كه در
ذهنت است هدايت كند.من يك موجود خيالي را فداي اين حس مي كنم و در زندگي خيالي
حقيقت را مي يابم و پيش از انكه اين حس را به زندكي بكشم در خيال آن را زندگي مي كنم.باز
هم مي گويم كه من يك قديس نيستم.من تنها يك موجود بسيار احساساتي هستم كه همه ي
زندگيم را بر پايه ي احساسم گذاشته ام.و همانطور كه به احساس نمي توان خرده گرفت به
موجود احساساتي هم نمي توان! ولي آيا كسي مي تواند انكار كند چيزي كه من نوشتم پايان
داستان همجنسگرا هايي كه حتي سعی نکرده اند معني اين كلمه را بفهمند نيست؟هميشه جدايي آخرين
راه بوده است.من نمي خواهم كه اين چنين باشد واقعا تحمل نمي كنم .يك احساس واقعي
هيچ وقت نمي ميرد!
نوشته ي قبلي پرنو نبود اما ظاهرا نبايد به جامعه ي غير همجنسگرا انتقاد كرد كه سطحي
نگرند و زود قضاوت می کنند و چشم خود را به روی حقایق ما بسته اند ،بلكه بايد انتقاد را از بين خودمان شروع كنيم.و
اتفاقا از همين دوستان نزديكمان.كيوان عزيز
مي دانم كه هنوز به جوابت نرسيدي اما فرصت فراوان است.من برگشته ام زيرا حرفهايي براي
گفتن دارم.
پيام هاي ديگران () link شنبه ۱ مهر ،۱۳۸٥ - آرش آسمانی

