ترس تنهایی

مسافر خيال يا رويا؟

 

دوست عزيزي به من گفته است كه مي پندارم تو نيز همانند من مسافر خيالي.

خواستم در اين يادداشت اندكي مرزهاي خيال و رويا را آشكارتر گردانم.و آخر سر از او بپرسم آيا خود را با من در يك جاده ي سفر مي بيند؟

من مسافر رويا هستم.كه مي تواند به ضم را و به معني روييدن نيز خوانده شود.

من مسافر روياهايي هستم كه شايد دست يابي به آنها در زندگي محال به نظر برسد و يا يك رويا اما اگر اين روياها اينقدر شيرينند ، من دوست دارم مسافر اين رويا ها باشم.تا آن زمان كه رويا همان واقعيت شود و واقعيت همان رويا.بايد ايمان داشت به اينكه روزي روياها به واقعيت مي پيوندند.

من مسافر رويا هستم نه مسافر خيال!كه از اين تا آن تفاوت بسيار است.رويا لاف و خيال نيست.بلكه اصل است.اصلي كه همان زندگي و زيستن است.و رويا بين بودن نه خيالباف و سرگردان بودن است.

من مسافر رويايي هستم كه گاه اين رويا زندگيست.و گاهي عشق.و گاهي دوست.

هنگامي كه مسافر روياي زندگيم ممكن است به گلي نگاه كنم و آن را خد ا ببينم.و بينديشم كه خدا من را مسافري خلق كرده تا به روياي او زندگي كنم.

و هنگامي كه مسافر روياي عشقم همزمان مسافر روياي دوست نيز هستم.

من بي دوست نمي توانم مسافر روياي عشق باشم و بي آنكه مسافر روياي عشق باشم مسافر روياي زندگي نيز نتوانم شد.

قانون مسافرت روياي زندگي عاشق بودن است.و قانون مسافرت روياي عشق با دوست بودن.و قانون مسافرت روياي دوست ،حق نداشتن گرفتن وجودت از دوست.

و هر چقدر كه اين روياها را در ذهنت بچرخاني انديشه ات را به سمت بي نهايت چرخانده اي.

رويا همان تقدس است و مقدم است بر هر آنچه خيال است و وهم است .و بازماندن از اصل.

و من مسافر اين روياها هستم.

و پيام سفرم اين است كه انسانها به چه حقي وجودشان را از هم مي گيرند!؟

وجودي كه تنها براي آنها نيست ...

وجودي كه تنها براي آنها نيست........

وجودي كه براي من و تو نيز هست.

دوست عزیزم، آيا تو نيز مسافر چنين رويايي هستي.؟.اگر هستي دستت را به من بسپار و مطمئن باش كه تا مقصد رهايش نخواهم ساخت.

از طرف مسافر رويا...

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٤ مهر ،۱۳۸٥ - آرش آسمانی