خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
آرش آسمانی
آرشیو وبلاگ
آبان ۸٧
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
لینک دوستان
پسران دريا
پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
طراح قالب : گرافیکی
خرید اینترنتی
آمار وبلاگ
RSS 2.0
لوگوی دوستان
دیشب اتفاق افتاد..نه ، پریشب..نه ، ماه قبل..نه ، سه سال پیش..
آیا من باعثش شدم؟
قدم زدن در زیر بارون نوامبر خیلی خوب بود.من مست بودم.و مستیم تا دیشب زائل نشده بود .من سه سال هست که مست هستم.و هنوز هم مستیم زائل نشده.
ولی آیا خودم با دستهام شراب رو در پیاله ریختم؟
چیزی مهم نبوده نیست جز خودت..من می خواستم بهش ثابت کنم .ولی اون همه چی رو برام ثابت کرد.من از پشت نقاب اسمم بیرون اومدم..تو خواب بودم..بیدارم کرد ولی دوباره می خوابم بخوابم ..
تا دوباره نخوابیدم برام یه اسم جدید اتنخاب کنید.اسمی که لایقش باشم.اسمی که فریبم نده.
راستی آرش ..کدوم آسمونی؟
قصد دارم همه چیز رو با جزئیات برات تعرف کنم ولی این بار با صدای خفه شده ی خودم .شاید وقتی صدام رو از پشت گوشییت شنیدی دلت برام سوخت و در انتخاب نام جدیدم بهم تخفیف داذی.من بهت بدی کردم خرگوشکم( فهمیدی با توام)..
بعد بیا با هم زمزمه کنیم کدوم آسمونی؟
حتی قدم زدن با فرانچسکو و شهرام این احساس خوشایند فرار از تنهایی رو در من به و جود نیاورده بود
من همه ی اینارو می گم
پس دیگه کدوم آسمونی؟
یه روح شیطانی کثیف درون من ریشه کرده و من دارم اینجا خودم رو گول می زنم تا متوجهش نشم
من سرما نخورده بودم
ولی از دیشب تا الان که ساعت 9 صبح است مرتب دارم عطسه می کنم.من ترسیدم.من دارم می لرزم.
من بیش از اندا زه احساسش کردم.همه ی حرفاش در من اثر گذاشت
نیروی جادویی حرفاش منو از پشت نقاب اسمم بیرون کشید.و حالا می تونم به خودم بگم
آهای آرش کدوم آسمانی؟
من اعتراف می کنم که قدم زدن در زیر بارون نوامبر برام لذت بخش بود.و می خواستم این لذتم رو هر طور شده به همه ی مردم دنیا ثابت کنم.و بیشتر از همه به خود اون.ولی ورق برگشت.همه چیز برام ثابت شد.و حالا می تونم از خودم بپرسم.
هی ..کدوم آسمونی؟
اون هیچ ربطی به عشق شاید نداشت.یک پیوند بود.یک احساس هم روحی شدید.با هم رفتیم شهر بازی رو آتیش زدیم.رفتیم بالای برج .رفتیم تو خیابونهای خلوت نیویورک.و واقعا رفتیم.نه اینکه رفتم.رفتیم.من حاظر بودم به خاطرش همه ی شهرو به آتیش بکشم.شاید هم به خاطرش همه ی کرامت یک انسان رو به آتیش کشیدم.آهای خرگوشکم(می دونی با توام) منو ببخش.بیا با هم زمزمه کنیم.
آهای آرش ..کدوم آسمونی؟
من موندم تا هالیش کنم.ولی اون ، خدایا هنوزم مستم.من یه کتاب کوچولوی سیاه دارم.یه کیف کوچولو دارم که مسواک و شونه داخلشه.اگه سگ خوبی باشم یه استخون می ندازن جلوم.من کش هایی دارم که کفشهامو باهاشون نگه می دارم.من چراغ برقی دارم.و چشم دومی دارم.و نیروی شگفت انگیزی در درونم.و از اینجاست که می دونم وقتی به سمتت میام از روی خط تلفن کسی خانه نخواهد بود.من موهایی شبیه هندریکس دارم.که همه توی لباس ساتنم هستند.من لکه های نیکوتین رو انگشتام دارم.و یه قاشق نقره با زنجیر دارم.و یه پیانو که ترانه های میرای من رو یه خاطر می سپارد.من چشمای درخشان وحشی ای دارم.و حس قوی برای پرواز.ولی جایی برای پرواز ندارم.وای ..وقتی تلفون رو برداشتم ، هنوز کسی خونه نبود.
من یه سگم لعنتی.سگی که می خواد پرواز کنه ولی یه سگ کجا می تونه پرواز کنه.سگ ِ آسمانی.
سگش درسته..ولی مشکل اینجاست.کدوم آسمانی؟
من به اونا کمک کردم تا نور رو دفن کنند..
ولی تسلیم نمی شم بدون جنگ
هنوز سرپام..
اگه آسمانی هم نباشم من آرشم..
حس می کنم اونه که برگشته.می خواستم اینجا فریاد بزنم ..آهای جماعت سنگدل شما را به اشک های ریخته شده ام سوگند می دهم..او را به من بازگردانید....
اونو از من نگیرید..بهم برشگردونید..
آخرین حرفی که به شهرام زدم این بود :" من سرمست از فراموشی و از بی خیالی گذشته بر موجهای موزون روحم در نوسان است.ولی هنوز فراموش نکرده ام آنکه بی نشان هر چه دلش بخواهد می گوید و می کند خود را کسی نمی داند...ای خدای من ما را از شر هر آنچه که وجود دارد ولی نیست برهان..وجود را تنها در وجود بیافرین..."
آهای به همه ی شمام.
.من یه وجود مسمومم..
من هیچ وقت آسمونی نبودم ولی دلم می خواد که باشم.
و تا وقتی که نشدم وجود ندارم
.پس به طرف چیزی که وجود نداره نیا
.من یه میکروب خطرناکم.یک ویروس وحشی .اومدنم به اینجا اشتباه بود ولی رفتنم یک اشتباه بزرگتر خواهد بود.پس خواهم بود همینجا فقط برای اینکه خطاهایم را زیادتر نکنم.
من کسی رو ندارم که سیگارم رو روشن کنه ..حتی سیگاری ندارم که اطرافم رو روشن کنه..
حتی روح پاکم رو هم از دست دادم
تا دیر نشده کمکم کنید
برام یه اسم جدید انتخاب کنید
من فقط یه قلب دارم
چیزی که همه دارند
دوستم داشته باشید
من یه گناهکارم
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٥ - آرش آسمانی


